شنبه سوم مرداد 1388
سرخی هند وانه هایی
که دلشان را
میان تابستان
برای من وتو شکافتند
تا ما سر سفره واژه ها
گلوی شعرمان را
تر کنیم.
سه شنبه دوم تیر 1388
خا نه
سکوت و آینه ها
پراز قطره و شبنم
روی دلواپسی باغچه
اشک یاکریم و بغض گنجشک ها
از جانماز مادر
صدای برگشتن تو
پیداست .
شنبه هشتم فروردین 1388
برای خریدن ماهی قرمز
به بازار سرکه و سمنو
تخم مرغ های نقا شی شده
لا به لای صدای فروشنده ها
چشم در چشم تو
دست های مادرم را
گم کردم.
سه شنبه سوم دی 1387
عشایر
پر آوازه تراز
بلوچ
دشت را یک تنه
شقایق می نویسم
وبه تن داغی جنو ب
سو گند که بد باختم
خودم را
به دل پاکی دختران ترکمنی .
یکشنبه هفدهم شهریور 1387
بهاررا
کبوتر
جفت را
خو شه های گندم
کشاورز را
آبادی
شهر را
کوچه ها
خیابان را
ومن
تو را سپردم
به دست هر چه بادا باد.
